تبليغاتX
دل شکستن هنر نیست يار
 

میدانم که میدانی که نمی دانم ای عشق من که خدای ذهن اشفته ام هستی

بگو که چرا چراهای ذهنم همه به یک نقطه میرسد و ان خداست خدای قلب وذهنم . دریاب

مرا..........................................................................

+ درد و دلهای گفته شده  جمعه 1386/01/31ساعت 9:26 بعد از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

مدتی است  که دلم بوی غربت گرفته که چرا چرایی ذهنم متمرکز به سوی کوی یار نیست  ایا من گمگشتهی سرابم یوسف گمگشته رخ بنما به این شکسته بال گمگشته/....

+ درد و دلهای گفته شده  جمعه 1386/01/31ساعت 9:12 بعد از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

اینک منم و یک قلب قلبی ابستن ابستن یک عشق...

این جمله از نویسندهایست که تمام حرفهای خود را زندگی کرد  شاید همه بگویندد وی کافر است ولی من اینچنین فکر نمی کنم زیرا همه ی ما کافر هستیم غیر از این باشه که میشیم خدا مثلا صبح که بلند میشیم میگیم ووووووووووووووووووووووای بازم هوا خراب در حالی که ما نمی دانیم که گفتن همین جمله هم دخالت در کارهای خالق است  سخن کوتاه می کنم دوستان این جمله از نامههای سرگردان کارو بود ولی ببینید که او چقدر  عارف بوده  واتفاقا خدا پرست به خاطر اینکه اگه خدا رو نمیشناخت هرگز عشق را اینچنین معنی نمیکرد

این جملات بیانات یک مرد  در اتوبوس بود  که امروز واقعا دیدم که حتی  کافر هم میتونه  عاشق باشه و این یعنی اینکه خدا عاشق و مارا با عشق افریده وبه ما رحم کرده پس دوستان گلم بیاید از خالق و پدر افرینش بیاموزیم تا هم عاشق باشیم و هم نسبت به هم رحیمومهربان

+ درد و دلهای گفته شده  جمعه 1386/01/24ساعت 11:38 بعد از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

TinyPic image

من کیستم ؟

شاید انسانی که می بایست خلیفه خدا روی زمین باشد 

یا شیطانی هستم که از درگاه عبودیت خدا رانده شده

من ترکیبی هستم از دفتر سپید و سیاه روزگار

تجمعی از لبخند و اشک

یا شاید هم بسان همان گورخری که نمیداند سیاه است با خط های سفید

یا سفید است با خط های سیاه

نمیدانم

من سرشارم از تضادها

از سپاس و ناسپاسی ها

از تیرگی ها و روشنایی ها

من روزها به این می اندیشم که کیستم و چرا آمده ام

 و نمی یابم معنای بودنم را .

هر چه بیشتر می اندیشم بیشتر سردرگم می شوم

آری !

درونم از عناصر متضاد پر شده

و خوب میدانم که اگر غمی نباشد شادی مفهومی نخواهد داشت

با نلخی هاست که شیرینی معنا می یابد

و من همه اینها را با هم دوست دارم

من دوست دارم آن لحظات سردی را که پایانش با یاد همان خالق کریم گرم می شوم

من دوست دارم آن غمی را که  مرا اندکی به آن یگانه لایزال نزدیکتر می سازد

من دوست دارم آن اشکی را روی سجاده ام جا خوش میکند و درونم را شستشو میدهد

من دوست دارم آن کفر گفتنی را که مرا به ایمان می رساند

من دوست دارم گاهی با خدا  قهر کنم چون میدانم  آشتی بعد از قهر

 همچون رنگین کمان بعد از باران زیبا ست

دوست دارم آن پارگی ریسمان بین خودم و خدایم را چون میگویند 

 که هر گره ای دو سر ریسمان را بهم نزدیکتر میکند

آنکس که درد دهد درمان نیز خواهد بخشید

و من دوست دارم دردی را که درمانش عنایت او باشد

من نمیدانم کیستم و چیستم و چرا آمده ام و چرا روزی می روم ؟

می دانم که بنده ای ناسپاسم و کوردل که گاهی از زمین و زمان ایراد میگیرد

بنده ای همچون محور صفر که آغاز و انتها خود را میبیند

نمیدانم دیگران مرا چگونه میشناسند

گاهی مرا بالا میبرند و گاهی از آن بالا به زمینم می کوبند

از تمجیدهایشان میهراسم و میگریزم

چون خوب میدانم که درونم چقدر خالیست

میهراسم از همکلام شدن با آدمهایی که به گفته فروغ آنچنان که تو رامی بوسند طناب دار تو را در ذهن خویش می بافند

دوست دارم همچون درختی باشم که بر سر عابری خسته سایه افکنده

خوب میدانم که درخت بودن درد تبر را نیز در بر دارد

من از تبر خوردن باکی ندارم

گرچه ساقه هایم نیست خواهد شد

اما ریشه هایی هنوز مرا در خاک نگه میدارد

نمیدانم

نمیفهمم

شاید به گفته سیلور استاین من شادم گاهی اوقات غمگین یا غمگینم گاهی وقت ها شاد

خوبم گاهی بد میشوم یا بدم بعضی وقتها خوب میشوم

من هر چه هستم و هر چه باشم بنده اویم

و باید تجلی نور او باشم در این جهان سراسر تاریک

گرچه خود خاموشم

گرچه خود گمراهم

اما فردا طلوعی دوباره در راه است

شاید که فردا

اولین شعاع نور خورشید از آن من باشد و مرا دوباره زنده کند

شاید که فردا با شبنمی لطیف شوم

و خود نیز به دیگران لطافت بخشم

گرچه تنهایم

شاید که فردا همنشین تنهایی کسی باشم که از تنهایی اش همچون من میگریزد

خدایا ؛ من بدون تو هیچم و با تو میتوانم همه چیز باشم

لحظه ای مرا به حال خود وامگذار

+ درد و دلهای گفته شده  پنجشنبه 1386/01/23ساعت 4:6 قبل از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

TinyPic image

 

من سکوت را دوست دارم بخاطر ابهت بی پایانش...

فریاد را میپرستم  بخاطر انتقام گمکشته در عصیانش...

فردا را دوست دارم بخاطر غلبه اش بر(فلک کجمدار...)

پاییز را میپرستم بخاطر عدم احتیاج عدم اعتنایش به بهار ...

آفتاب را دوست دارم به خاطر وسعت روحش... که شب ناپذیر میشود تا ماه را فراموش کند.حقیقت تلخی را که از او نور میگیرد.

زندگی ایده ال من است ومن ان را تقدیس میکنم و به خاطر این که روزی هزار بار نابودش میکنند اما هرگز نمیمیرد

+ درد و دلهای گفته شده  پنجشنبه 1386/01/23ساعت 3:48 قبل از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

TinyPic image

ای کاش می توانستم با  نوشتن این مطلب اندکی از بار غم تو را با خود بر دوش بکشم  این را از من بپزیر و مرا در غم از دست دادن دوستت پذیرا باش یاشین گلم  امیدوارم خاک او بقای تو وخانوادهات باشد

+ درد و دلهای گفته شده  دوشنبه 1386/01/13ساعت 4:47 قبل از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

 TinyPic image

یه عکس تو ارشیوم نظرم را جلب کرد گفتم شما هم ببینید

+ درد و دلهای گفته شده  شنبه 1386/01/11ساعت 4:23 قبل از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

TinyPic image

+ درد و دلهای گفته شده  سه شنبه 1386/01/07ساعت 1:41 قبل از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

 TinyPic image

 

بیا ببین که مرگ هم ، حریف ما نمیشود

ببین که قامت من از حادثه تا نمیشود

تو نیستی خدای من ، من و تو هر دو بنده ایم

فریب سروری مخور، بنده ، خدا نمیشود

هزار تیر حادثه ، کمین گرفته در کمان

ولی اگر نخواهد او ، یکی رها نمیشود

وعده خوش بختی من ، به خواب مانده تا ابد

گناه زنده بودنم که بی جزا نمیشود

+ درد و دلهای گفته شده  دوشنبه 1386/01/06ساعت 3:51 قبل از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

:baraye tahvile sale no be zabane C++ zaban 

ye barnameye tahvile sale no baraye barname nevisaye nopaye computer

include year this_year() { y1386 = new year(); y1386.property

= "por baro por ruzi"; return y1386; }

#

+ درد و دلهای گفته شده  دوشنبه 1386/01/06ساعت 1:52 قبل از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

                                                         :matlabe dare gooshi

salme makhsoos khedmate yashine golam va azize delam

man ba etemade be nafsi ke az to soragh daram motmaenam ke dar konkoor movafagh mishi

+ درد و دلهای گفته شده  دوشنبه 1386/01/06ساعت 1:44 قبل از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

به نام تو

سلام  به دوستان خوبم

من این سال را با قدرت تمام و پر انرژی اغاز کردم امیدوارم شما  هم این طور اغاز کنید

+ درد و دلهای گفته شده  دوشنبه 1386/01/06ساعت 1:41 قبل از ظهر rتوسط nader_ yashar  | 

  RSS 

POWERED BY: BLOGFA.COM
TEMPLATED BY: GILIRAN

 
ما نوشتیم برای تو تو نیز برای ما بنویس
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">